تبلیغات
پایگاه شهید مصطفی خمینی

پایگاه شهید مصطفی خمینی

پایگاه شهید مصطفی خمینی


 
  • تاریخ:چهارشنبه 24 خرداد 1391
  • نویسنده:

http://s2.picofile.com/file/7136608381/L_49687d7c_6837_48c0_9deb_f4477483b880.jpg

استاد محمدحسین شهریار در هفدهم مرداد سال 1366 در سن 82 سالگی شعر زیر را خطاب به حضرت ماه...(امام خامنه ای حفظه الله )- رئیس جمهور وقت و امام جمعه تهران – سروده و با مقدمه زیر تقدیم ایشان کرده است.

بر آستان والای آیت الله خامنه ای ریاست جمهوری اسلامی محبوب و امام جمعه بزگوار تهران تقدیم و توفیق روزافزون ایشان و امام امت و رزمندگان اسلام را شب و روز به دعا مسئلت می نمایم.

رشگم آید که تو حیدر بابا

بوسی آن دست که خود دست خداست

راستان دست چپ از وی بوسند

که خدا بوسد از او دست به راست

در امامت به نماز جمعه

صد هزارش به خدا دست دعاست

من بیان هنرم، یک دل و بس

او عیان هنر  از سرتا پاست

او چه بازوی قوی و محکم

با امامی که ره و رهبر ماست

شهریارا سری افراز به عرش

کو نگاهیش به « حیدر بابا » است.





برچسب ها:

 
  • تاریخ:جمعه 19 خرداد 1391
  • نویسنده:

امام حسین (ع) فرزند خانواده‌ای است که هنر خوب مردن را در مکتب حیات، خوب آموخته است.
نفس انسان بودن، آگاه بودن، ایمان داشتن، زندگی کردن، آدمی را مسئول جهاد می‌کند و حسین مثل اعلای انسانیت زنده، عاشق و آگاه است. توانستن یا نتوانستن، ضعف یا قدرت، تنهایی یا جمعیت، فقط شکل انجام رسالت و چگونگی تحقق مسئولیت را تعیین می‌کند نه وجود آن را.
حسین باهمه دانایی به عدم توانایی خود در پیروزی ظاهری بر دشمن، علنا به پیشواز مرگ می‌رود و با انتخاب شهادت، بزرگترین کاری را که می‌شد کرد، انجام می‌دهد.
تهمت و دروغ را دشمن سفارش می دهد و منافق می سازد و عوام فریب آن را پخش می کند و عامی آن را می پذیرد .
اگر می‌خواهید حقیقتی را خراب کنید، خوب به آن حمله نکنید، بد از آن دفاع کنید
بشر» یک بودن است و «انسان» یک شدن.
انسان به میزانی که می‌اندیشد ، انسان است، به میزانی که می‌آفریند انسان است نه به میزانی که آفریده‌های دیگران را نشخوار می‌کند.
مردن هم همچون زیستن بهانه‌ای می‌خواهد.
من هرگز نمی نالم...قرنها نالیدن بس است...میخواهم فریاد بزنم...!اگر نتوانستم سکوت میکنم...
به من بگو نگو ، نمیگویم ، اما نگو نفهم ، که من نمی توانم نفهمم ، من می فهمم



برچسب ها:

 
  • تاریخ:جمعه 19 خرداد 1391
  • نویسنده:

چمران از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله های بلند كوههای جبل عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانیهای بسیاری به یادگار گذاشته و همیشه در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته است .

به گزارش گروه دفاع مقدس خبرگزاری « مهر» : دكتر مصطفی چمران در سال 1311 در تهران ، خیابان پانزده خرداد متولد شد. وی تحصیلات خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ سپس در دانشكده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال 1336 در رشته الكترومكانیك فارغ التحصیل شد. چمران یك سال به تدریس در دانشكده فنی پرداخت. وی در همه دوران تحصیل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به آمریكا اعزام شد و پس از تحقیقات علمی در جمع معروف ترین دانشمندان جهان در كالیفرنیا ومعتبرترین دانشگاه آمریكا - بركلی - با ممتاز ترین درجه علمی موفق به اخذ مدرك دكترای الكترونیك و فیزیك پلاسما گردید.






برچسب ها:

 
  • تاریخ:جمعه 19 خرداد 1391
  • نویسنده:


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم دلدادگان و شیفتگان امام خمینی رضوان‌الله‌علیه در حرم مطهر بنیانگذار جمهوری اسلامی، امام راحل را پدر ملت و مظهر مهربانی، اقتدار و صلابت خواندند و با اشاره به تلاش هوشیارانه‌ی امام در احیای روح عزت ملی و استحكام ساختار درونی ملت افزودند: ملت تاریخ‌ساز ایران با تكیه بر همین عوامل، الگویی موفق از ایران اسلامی و پیشرفت در خارج از حوزه‌ی نفوذ سلطه‌گران جهانی را به ملت‌ها ارائه داده و زورگویان جهانی را به وحشت انداخته است كه همین مسیر درخشان تا رسیدن به قله‌های پیشرفت و ناامید شدن قطعی دشمنان ادامه خواهد یافت و بدون تردید، آینده برای ملت‌های مسلمان و ملت ایران بهتر از گذشته خواهد بود.






برچسب ها:

 
  • تاریخ:چهارشنبه 11 آبان 1390
  • نویسنده:

بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان

در آستانه‌ى روز ملى مبارزه با استكبار جهانى‌

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خوشامد عرض میكنم به همه‌ى شما جوانان عزیز، دانش‌آموزان، دانشجویان و مسئولان محترم. مبارك باد بر شما سیزدهم آبان، كه روز مبارزه‌ى با استكبار نام نهاده شده. در واقع باید گفت: روز شروع سقوط هیبت استكبارى آمریكا.

 این ایام، ایام دهه‌ى ذى‌حجه است. شما جوانان عزیز، دلهاى نورانى، روحیه‌هاى شاداب، فرزندان عزیز من، توجه داشته باشید كه یكى از بهترین روزها و شبهاى دوره‌ى سال، از لحاظ فضیلت و امكان ارتباط دلها با خدا، همین روزهاست. مایه و قوام اصلى همه‌ى حركتهاى بزرگ و پیروز، ذكر الهى است؛ یاد خدا بودن، با خدا ارتباط داشتن. در قرآن میفرماید: «و یذكروا اسم الله فى ایّام معلومات».(1) در حدیث دارد كه «ایام معلومات» كه خداى متعال به ذكر در این ایام دستور داده است، همین ده روز اول ذى‌حجه است.

 در این ده روز، روز عرفه وجود دارد، كه روز دعا و استغفار و توجه است. دعاى سراسر عشق و شور و سوز در روز عرفه، كه سیدالشهداء امام حسین (علیه‌السّلام) در مراسم عرفات انشاء فرموده است، نشان‌دهنده‌ى آن روحیه‌ى شیدائى و عشق و شورى است كه پیروان اهل‌بیت در یك چنین ایامى باید داشته باشند. این ایام را قدر بدانید. فرصت مال شماست. همچنان كه امروز فرصت پیشرفت، فرصت شكوفائى، فرصت حركتهاى بزرگ سیاسى و انقلابى و اجتماعى مال شما جوانهاست، فرصت توجه به خداى متعال و ذكر الهى و مستحكم كردن رابطه‌ى قلبى با خدا هم متعلق به شماست. بهترین وسیله‌اى كه میتواند ذكر الهى را براى شما و براى ما زنده كند، ترك گناه است. این كار، براى شما آسانتر از پیرهاست. شما جوانها دلهاى نورانى دارید، زمینه‌هاى آماده‌اى دارید؛ از خداى متعال كمك بخواهید. قدر این دوره‌ى درخشان جوانى را بدانید، رابطه‌ى خودتان را با خدا مستحكم كنید و در این راه پرافتخارى كه ملت ایران آغاز كرده است و شما امروز در نقاط اوج این راه قرار دارید، ان‌شاءالله با همه‌ى وجود، با همه‌ى توان، ادامه بدهید و پیش بروید.

 سیزدهم آبان هم - كه دو روز دیگر است - در حقیقت به معناى واقعى كلمه، یكى از ایام‌الله است؛ فرصتى است براى فكر كردن و استنتاج كردن و بر اساس این استنتاج، آینده را ساختن و براى آینده برنامه‌ریزى كردن؛ چون آینده مال شماست. چگونه حركت كنیم كه بتوانیم خودمان را، ملتمان را، كشورمان را، تاریخمان را، بلكه امت اسلامى را به اوج برسانیم؟ راه چیست؟ این را باید با تفكر و تدبر در این عبرتها به دست آورد. یكى از این عبرتها در همین سیزدهم آبان است. قدرت الهى از یك طرف - كه همه‌چیز در همین جمله‌ى «قدرت الهى» مندرج است - و بعد اراده‌ى مبارزه و ایستادگى در راه مبارزه، كه متكى به قدرت الهى و توفیق الهى است، از طرف دیگر، سیزدهم آبان را یك برجستگى بخشیده است.




برچسب ها:

 
  • تاریخ:یکشنبه 20 شهریور 1390
  • نویسنده:

 

زندگی‌نامه حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای

زندگینامه

رهبر عالیقدر حضرت آیت الله سید على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج سید جواد حسینى خامنه‌اى، در 1318 شمسی برابر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنیا گشود. ایشان دومین پسر خانواده هستند. زندگى سید جواد خامنه اى مانند بیشتر روحانیون و مدرسّان علوم دینى، بسیار ساده بود. همسر و فرزندانش نیز معناى عمیق قناعت و ساده زیستى را از او یاد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بیان نخستین خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنین مى‌گویند:
«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خیلى پارسا و گوشه گیر... زندگى ما به سختى مى گذشت. من یادم هست شب هایى اتفاق مى افتاد كه در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهیّه مى كرد و... آن شام هم نان و كشمش بود.»
امّا خانه اى را كه خانواده سیّد جواد در آن زندگى مى كردند، رهبر انقلاب چنین توصیف مى كنند:
«منزل پدرى من كه در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، یك خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقیر نشین مشهد بود كه فقط یك اتاق داشت و یك زیر زمین تاریك و خفه اى! هنگامى كه براى پدرم میهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر این كه روحانى و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت) همه ما باید به زیر زمین مى رفتیم تا مهمان برود. بعد عدّه اى كه به پدر ارادتى داشتند، زمین كوچكى را كنار این منزل خریده به آن اضافه كردند و ما داراى سه اتاق شدیم.»
رهبرانقلاب از دوران كودكى در خانواده اى فقیر امّا روحانى و روحانى پرور و پاك و صمیمی، اینگونه پرورش یافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سید محمد به مكتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را یاد بگیرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسیس اسلامى «دارالتعّلیم دیانتى» ثبت نام كردند و این دو دوران تحصیل ابتدایى را در آن مدرسه گذراندند.

در حوزه علمیه
ایشان از دوره دبیرستان، خواندن «جامع المقدمات» و صرف و نحو را آغاز كرده بود. سپس از مدرسه جدید وارد حوزه علمیه شد و نزد پدر و دیگر اساتید وقت ادبیات و مقدمات را خواند.
درباره انگیزه ورود به حوزه علمیه و انتخاب راه روحانیت مى گویند: «عامل و موجب اصلى در انتخاب این راه نورانى روحانیت پدرم بودند و مادرم نیز علاقه مند و مشوّق بودند».
ایشان كتب ادبى ار قبیل «جامع المقدمات»، «سیوطى»، «مغنى» را نزد مدرّسان مدرسه «سلیمان خان» و «نوّاب» خواند و پدرش نیز بر درس فرزندانش نظارت مى كرد. كتاب «معالم» را نیز در همان دوره خواند. سپس «شرایع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا میرزا مدرس یزدى» و رسائل و مكاسب را در حضور مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینى و بقیه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواند و دوره مقدمات و سطح را بطور كم سابقه و شگفت انگیزى در پنچ سال و نیم به اتمام رساند. پدرش مرحوم سید جواد در تمام این مراحل نقش مهّمى در پیشرفت این فرزند برومند داشت. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمینه منطق و فلسفه، كتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آیت الله میرزا جواد آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شیخ رضا ایسى» خواندند.

 در حوزه علمیه نجف اشرف
آیت الله خامنه اى كه از هیجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آیت الله العظمى میلانى شروع كرده بودند. در سال 1336 به قصد زیارت عتبات عالیات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شركت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سید محسن حكیم، سید محمود شاهرودى، میرزا باقر زنجانى، سید یحیى یزدى، و میرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدریس و تحقیق آن حوزه علمیه را پسندیدند و ایشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نكرد. پس از مدّتى ایشان به مشهد باز گشتند.

 در حوزه علمیه قم
آیت الله خامنه اى از سال 1337 تا 1343 در حوزه علمیه قم به تحصیلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آیت الله العظمى بروجردى، امام خمینى، شیخ مرتضى حائرى یزدى وعلـّامه طباطبائى استفاده كردند. در سال 1343، از مكاتباتى كه رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند كه یك چشم پدر به علت «آب مروارید» نابینا شده است، بسیار غمگین شدند و بین ماندن در قم و ادامه تحصیل در حوزه عظیم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در تردید ماندند. آیت الله خامنه اى به این نتیجـه رسیدند كه به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت كنند واز پدرشان مواظبت نمایند. ایشان در این مـورد مى گویند:
«به مشهد رفتم و خداى متعال توفیقات زیادى به ما داد. به هر حال به دنبال كار و وظیفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفیقى داشتم، اعتقادم این است كه ناشى از همان بّرى «نیكى» است كه به پدر، بلكه به پدر و مادر انجام داده ام». آیت الله خامنه اى بر سر این دو راهى، راه درست را انتخاب كردند. بعضى از اساتید و آشنایان افسوس مى خوردند كه چرا ایشان به این زودى حوزه علمیه قم را ترك كردند، اگر مى ماندند در آینده چنین و چنان مى شدند!... امّا آینده نشان داد كه انتخاب ایشان درست بوده و دست تقدیر الهى براى ایشان سر نوشتى دیگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آیا كسى تصّور مى كرد كه در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، كه براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولایت امر مسلمین خواهد رسید؟! ایشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ایام تعطیل یا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصیلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتید بزرگ حوزه مشهد بویژه آیت الله میلانى ادامه دادند. همچنین ازسال 1343 كه در مشهد ماندگار شدند در كنار تحصیل و مراقبت از پدر پیر و بیمار، به تدریس كتب فقه و اصول و معارف دینى به طلـّاب جوان و دانشجویان نیز مى پرداختند.

 مبارزات سیاسى
آیت الله خامنه اى به گفته خویش «از شاگردان فقهى، اصولى، سیاسى و انقلابى امام خمینى (ره) هستند» امـّا نخستین جرقـّه هاى سیاسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهید راه اسلام شهید «سید مجتبى نوّاب صفوى» در ذهن ایشان زده است، هنگامیكه نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائیان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سلیمان خان، سخنرانى پر هیجان و بیدار كننده اى در موضوع احیاى اسلام و حاكمیت احكام الهى، و فریب و نیرنگ شاه و انگلیسى و دروغگویى آنان به ملـّت ایران، ایراد كردند. آیت الله خامنه اى آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سلیمان خان بودند، به شدّت تحت تأثیر سخنان آتشین نوّاب واقع شدند. ایشان مى گویند: «همان وقت جرقه هاى انگیزش انقلاب اسلامى به وسیله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هیچ شكى ندارم كه اولین آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن كرد».

 همراه با نهضت امام خمینى (قدس سره)
آیت الله خامنه اى از سال 1341 كه در قم حضورداشتند و حركت انقلابى واعتراض آمیز امام خمینى علیه سیاستهاى ضد اسلامى و آمریكا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد میدان مبارزات سیاسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشیب هاى فراوان و شكنجه ها و تعبیدها و زندان ها مبارزه كردند و در این مسیر ازهیچ خطرى نترسیدند. نخستین بار در محرّم سال 1383 از سوى امام خمینى (قدس سره) مأموریت یافتند كه پیام ایشان را به آیت الله میلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبلیغاتى روحانیون در ماه محرّم و افشاگرى علیه سیاست هاى آمریكایى شاه و اوضاع ایران و حوادث قم، برسانند. ایشان این مأموریت را انجام دادند و خود نیز براى تبلیغ، عازم شهر بیرجند شدند و در راستاى پیام امام خمینى، به تبلیغ و افشاگرى علیه رژیم پهلوى و آمریكا پرداختند. بدین خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگیر و یك شب بازداشت شدند و فرداى آن به شرط اینكه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پیش آمدن حادثه خونین 15خرداد، باز هم ایشان را از بیرجند به مشهد آورده، تحویل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترین شرایط و شكنجه و آزارها زندانى شدند.

 دوّمین بازداشت
در بهمن 1342 - رمضان 1383- آیت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد كرمان حركت كردند. پس از دو ـ سه روز توقف در كرمان و سخنرانى و منبر و دیدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ایشان بویژه درایـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان كه مصادف با میلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ایشان در افشاگرى سیاستهاى شیطانى و آمریكایى رژیم پهلوى، به اوج رسید و ساواك شبانه ایشان را دستگیر و با هواپیما روانه تهران كرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شكنجه ها را تحمّل كردند.

 سوّمین و چهارمین بازداشت
كلاسهاى تفسیر و حدیث و اندیشه اسلامى ایشان در مشهد و تهران با استقبال كم نظیر جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همین فعالیت ها سبب عصبانیت ساواك شد و ایشان را مورد تعقیب قرار دادند. بدین خاطر در سال 1345 در تهران مخفیانه زندگى مى كردند و یك سال بعد ـ 1346ـ دستگیر و محبوس شدند. همین فعالیّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدریس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود كه موجب شد آن بزرگوار بار دیگر توسط ساواك جهنّمى پهلوى در سال 1349 نیز دستگیر و زندانى گردند.

 پنجمین بازداشت
حضرت آیت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمین بازداشت خویش توسط ساواك مى نویسد:
«از سال 48 زمینه حركت مسلحانه در ایران محسوس بود. حساسیّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژیم پیشین نیز نسبت به من، كه به قرائن دریافته بودند چنین جریانى نمى تواند با افرادى از قبیل من در ارتباط نباشد، افزایش یافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمین بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آمیز ساواك در زندان آشكارا نشان مى داد كه دستگاه از پیوستن جریان هاى مبارزه مسلـّحانه به كانون هاى تفـّكر اسلامى به شدّت بیمناك است و نمى تواند بپذیرد كه فعالیّـت هاى فكرى و تبلیغاتى من در مشهد و تهران از آن جریان ها بیگانه و به كنار است. پس از آزادى، دایره درسهاى عمومى تفسیر و كلاسهاى مخفى ایدئولوژى و... گسترش بیشترى پیدا كرد».

 بازداشت ششم
در بین سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسیر و ایدئولوژى آیت الله خامنه اى در سه مسجد «كرامت» ، «امام حسن» و «میرزا جعفر» مشهد مقدس تشكیل مىشد و هزاران نفر ازمردم مشتاق بویژه جوانان آگاه و روشنفكر و طلـّاب انقلابى و معتقد را به این سه مركز مى كشاند و با تفكّرات اصیل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ایشان از شور و حال دیگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى كپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تكثیر و دست به دست مى گشت. طلـّاب جوان و انقلابى كه درس حقیقت و مبارزه را از محضر ایشان مى آموختند، با عزیمت به شهرهاى دور و نزدیكِ ایران، افكار مردم را با آن حقایق نورانى آشنا و زمینه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. این فعالیـّت ها موجب شد كه در دى ماه 1353 ساواك بى رحمانه به خانه آیت الله خامنه اى در مشهد هجوم برده، ایشان را دستگیر و بسیارى از یادداشت ها و نوشته هایشان را ضبط كنند. این ششمین و سخت ترین بازداشت ایشان بود و تا پاییز 1354 در زندان كمیته مشترك شهربانى زندان بودند. در این مدت در سلولى با سخت ترین شرایط نگه داشته شدند. سختى هایى كه ایشان در این بازداشت تحمّل كردند، به تعبیر خودشان «فقط براى آنان
كه آن شرایط را دیده اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقیقى و انقلابى ادامه داشت. البته دیگر امكان تشكیل كلاسهاى سابق را به ایشان ندادند.

 در تبعید
رژیم جنایتكار پهلوى در اواخر سال 1356، آیت الله خامنه اى را دستگیر و براى مدّت سه سال به ایرانشهر تبعید كرد. در اواسط سال 1357 با اوجگیرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ایران، ایشان از تبعیدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى علیه رژیم سفـّاك پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شیرین قیام و مقاومت و مبارزه؛ یعنى پیروزى انقلاب كبیر اسلامى ایران و سقوط خفـّت بار حكومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاكمیت اسلام در این سرزمین را دیدند.

 در آستانه پیروزى
درآستانه پیروزى انقلاب اسلامى، پیش از بازگشت امام خمینى از پاریس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شركت افراد و شخصیت هاى مبارزى همچون شهید مطهرى، شهید بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... از سوى امام خمینى در ایران تشكیل گردید، آیت الله خامنه اى نیز به فرمان امام بزرگوار به عضویت این شورا درآمد. پیام امام توسط شهید مطهرى «ره» به ایشان ابلاغ گردید و با دریافت پیام رهبر كبیر انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.

 پس از پیروزى
آیت الله خامنه اى پس از پیروزى انقلاب اسلامى نیز همچنان پرشور و پرتلاش به فعالیّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزدیكتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند كه همه در نوع خود و در زمان خود بى نظیر و بسیار مهّم بودند كه در این مختصر فقط به ذكر رؤوس آنها مى پردازیم:
٭ پایه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همكارى و همفكرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهید بهشتى، شهید باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.
٭ معاونت وزارت دفاع در سال 1358.
٭ سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.
٭ امام جمعه تهران، 1358.
٭ نماینده امام خمینی«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، 1359.
٭ نماینده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.
٭ حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحمیلى عراق علیه ایران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى ایران؛ با تجهیزات و تحریكات قدرت هاى شیطانى و بزرگ ازجمله آمریكا و شوروى سابق.
٭ ترور نافرجام ایشان توسط منافقین در ششم تیرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
٭ ریاست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجایى دومّین رئیس جمهور ایران، آیت الله خامنه اى در مهر ماه 1360 با كسب بیش از شانزده میلیون رأى مردمى و حكم تنفیذ امام خمینى (قدس سره) به مقام ریاست جمهورى ایران اسلامى برگزیده شدند. همچنین از سال 1364 تا 1368 براى دوّمین بار به این مقام و مسؤولیت انتخاب شدند.
٭ ریاست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.
٭ ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، 1366.
٭ ریاست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.
٭ رهبرى و ولایت امّت، كه از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر كبیرانقلاب امام خمینى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به این مقام والا و مسؤولیت عظیم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارك و درستى بود كه پس از رحلت امام راحل، با شایستگى تمام توانستند امّت مسلمان ایران، بلكه مسلمانان جهان را رهبرى نمایند.




برچسب ها:


آمار

     » تعداد مطالب :
     » تعداد نویسندگان :
     » آخرین بروز رسانی :
     » بازدید امروز :
     » بازدید دیروز :
     » بازدید این ماه :
     » بازدید ماه قبل :
     » بازدید کل :
     » آخرین بازدید :